داداش محسن در وبت رو تخته کن برو جمعش کن این مسخره بازیارو هر وقت میام تو این وب کلی گردوخاک با خودم میارم اخه یعنی چی؟؟؟گوشه ی وبت رو نگاه کن تارعنکبوتا رو میبینی یا...ای؟؟؟همینه میگن پسرا بی لیاقتن لیاقت قدمای دخترا رو ندارید حالا که افتخار دادم اومدم وبت یه پسر قربونی کن برام فکر نکنم لیاقت اینم داشته باشی خودم خودت رو قربونی میکنم فکر کنم کم هم باشه
بای جوجو
نوشته شده در
1388/4/3ساعت توسط مليكا
|
نظر (10)
/blog_content?>
سلا سلام چطورید جیگرایه من سحرم نویسنده جدید عاشقه کل کل اصلا کم نمیارم تو این یه موره
سابقه ی بالایی هم تو کل انداختن دارم پس از من بترسید هاهاهاهاهاهاه
اکروز داشتم فک میکردم اگه ما دخترا نبودیم اقایون چی کار میکردن؟
کی واسه ما خودشو فشن میکرد؟
کیواسه ما هیکلشو درست میکرد ؟
کی سر کوچه و... وایمیساد دخترایه مردمونیگا کنه؟
کی حسه عاشقی هرروز بهش دست میداد ؟
کی به نیناشناش ما نیگا میکرد؟
اصلا اگه ما نبودیم این پسرا دپرس میشدند
خدایا به این جانورانه موذی کمک کن که انقد احساسه وابستگس به این جنس لطیف نکن
عامین یا رب العالمین
فعلا از استرسو فشاره روحیو روانی امتحانام راحت شدم اپام بهتر میشه
قربونه همتوووووون بووووووووووس سحرررررررر جوووون
نوشته شده در
1388/3/21ساعت توسط سحر
|
نظر (4)
/blog_content?>
نوشته شده در
1388/3/18ساعت توسط مليكا
|
نظر (2)
/blog_content?>
نوشته شده در
1388/3/17ساعت توسط شهاب
|
نظر دهيد
/blog_content?>
نوشته شده در
1388/3/17ساعت توسط مليكا
|
نظر دهيد
/blog_content?>
اطلاعیه1:
دخترها و پسرها در نظر سنجی جدید وب که در سمته راست مربوط به رئیس جمهور دوره ی جدید هست شرکت کنید
اطلاعیه2:
مشکلی که برای وب پیش اومده بود که به محضه ورود به وب به ماه بلاگ وصل میشدید حل شد
نوشته شده در
1388/3/17ساعت توسط مديريت
|
نظر (1)
/blog_content?>
چاکر داداشای گله خودم و نچاکر آبجی های خ... خودم
هه هه هه هچوو هنگامه: کم آوردی مخ خونیم میکنی؟.فاگیری یا دعا نویسم شدی واسه ما.بچه ها میگن خوفی دیگه تو کم آوردی مغزه منو میخونی؟.ببین به کجا ها رسیده این دنیا.حداقل من تا حدی خوندم که اشتباه رو 4 تا حرف بنویسم تو چی کل کلمه رو عوض میکنی.خودتم به خودت میگی جیش بوس لالا.چون بچه ی دیگه کارت همینه برو برو الآن مامانت با کفگیر میفته دنبالت.
ملّی کارت(ملیکا): ما همینشم که با دست و پا چلفتی گری میریم جلو خیلیه/حداقل بهمون نمیگن ضعیفه/ یکم این لحنه نوشتنتو درست کنی بد نیستا/چون شمارو دارید یعنی چی چون شما دارید (رو) اضافی بود نمرت 19
خدافظ
نوشته شده در
1388/3/17ساعت توسط شهاب
|
نظر دهيد
/blog_content?>
میگن که محسن روزشو با کل کل افطار میکنه
خدا میدونه که اون دخترارو کوچیکو خار میکنه
کوچیکو خار میکنه
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
هنگامه(بیجامه-روزنامه و...): من بهت فحش دادام که تو داری (ک...) میگی؟/حالا خوبه فقط تهدید کردم این جوری خوف کردی ترسیدی/دیدی میرفتی پاچه خواریه پسرا باهاشون رفیق میشدی؟/یه بارم اومدی تو وبم یه نظر لاو دادی نه؟/ولی من ضایت کردم همون دقیقه رفتم تو وب گفتم (...ده) شد تو حالت/چیششش چه دورانی داشتیم/چقد ضایت میکردم خودمونیمااا/تو مخ هرکیو بزنی/مخ منو زدن خیلی سخته/یه بار ضایع شدی بسه دوباره امتحان نکن/این دفعه سکته میکی ها/تو از پسرا خوشت میاد که وای نمیستی اونا مختو بزنن تو میری مخشونو میزنی/واقعا یه آدم چقدر میتونه عقده ای باشه؟!!!!!!!/آخرین بارت باشه ها کوچول موچول.
بابای
نوشته شده در
1388/3/17ساعت توسط مديريت
|
نظر دهيد
/blog_content?>
آبجی هنگامه ورود شما به نویسندگان حرفه ای رو تبریک میگم و آبجی کاکتوس شما از قسمت نویسندگان حرفه ای حذف شدید
.'' با تشکر مدیریت ''.
نوشته شده در
1388/3/16ساعت توسط مديريت
|
نظر دهيد
/blog_content?>
نوشته شده در
1388/3/15ساعت توسط هنگامه
|
نظر (3)
/blog_content?>